با سلام و علیکم
حالتون کیفک؟؟
خوب بریم سراغ جفنگیات خودمون من دیدم اون جفنگیاتی که تو برسا نوشتم درسته که جاش محفوظه ولی داره خاک می خوره و می باست اینجا هم نوشته بشه
خوب می ریم که داشته باشیم عسل ها و مثل های ناب داود خطری:
-میگند سری را که درد نمی کنه باید کند انداخت دور
-میگند حسنی به مکتب نمی رفت جارو به دمش میبست
-میگند از بس که حرف زدم موهام زبون در آورد
-گره ای را که میشه با دندون باز کرد چرا با دست؟؟
-یه دیوونه یه سنگ میندازه تو چاه هزار تا عاقل هزار تا
- یارو دستش به گوشت نمی رسیده باباش پشت بلند گو
- یارو را تو ده راه نمی دادند رفت کدخدا شد
- در دیزی بازه تا سرد نشده گربه را صدا کنید
- یه سوزن به خودت بزن بگو آخ
- چاه مکن بهر کسی اگر کندی عمیق بکن
- چراغی که به خونه رواست خاموش کنین برق مصرف نشه
- فلفل نبین چه ریزه به جاش هندونه درشته
- جوینده یاجنابعالیست (یا بنده)
- یه دست صدا نداره ولی درد داره
خوب فعلا بسس من میباست فکر کنم تا زیاد هم جفنگ ننویسم ، به امید روزی که دستور زبان داودی رواج پیدا کنه