<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" >
<channel>
<title>دادا داود خطر</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com</link>
<description>نسخه XML از وبلاگ " دادا داود خطر "</description>
<language>fa</language>
<generator>ParsiBlog.com RSS Generator</generator>
<lastBuildDate>Thu, 23 Feb 2012 13:07:46 GMT</lastBuildDate>
<author>يار جكيگوري</author>
<item>
<title>کجا گمت کرديم خدا جون؟؟؟</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/73/%da%a9%d8%ac%d8%a7+%da%af%d9%85%d8%aa+%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%8a%d9%85+%d8%ae%d8%af%d8%a7+%d8%ac%d9%88%d9%86%d8%9f%d8%9f%d8%9f/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;سلام به همه دوستان&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;چند  وقته که به اين نتيجه رسيدم که ديگه نبايد از دست بعضي از دوستان بي  معرفتم ناراحت بشم ، يه سري دوستهايي که فقط وقتي کار دارند از ياد ميکنند ،  چرا؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;چون به اين نتيجه رسيدم  که دوستي ما با خدا هم همينطور شده ، يعني دوستي ما با خدا شده دوسه بار در  روز فقط و فقط سلام کردن يعني دوستيمون واقعي نيست به هيچ کدوم از حرفهاش  گوش نمي کنيم فقط دلمون خوشه که نماز مي خونيم و مسلمونيم و به همين دليل  هم انتظار داريم بريم به بهشت ، اما خيليهامون حتي وجدان خودمون هم از  خودمون راضي نيست چه برسه به اينکه يه دوست خوب و با مرام مث خدا ، يعني  هيچ کدوم از کارهايي که واقعا خدا را خوشحال ميکنه انجام نمي ديم ، به قول  هادي دوستم که ميگه وقتي ما دوست واقعي يه نفر هستيم که موقعي که بهمون  نياز داره هواشو داشته باشيم مثلا چند وقت يه بار بهش زنگ بزنيم و بپرسيم  که چکار ميکنه و اگه بيکاره براش کار پيدا کنيم اگه پولي چيزي مي خواد بهش  کمک کنيم ولي متاسفانه وقتي بهش زنگ ميزنيم که باهاش کار داريم و وقتي هم  ميگه بيکاره يا پول نياز داره ميگيم بخدا به فکرت هستما !!!! يا الکي بهش  قول بديم تا اميدوار بشه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;الان که  دارم ميبينم دوستي ما با خدا هم همين شده يعني دقيقا يادم نمياد از کي و  کجا بود که خدا را گم کرديم؟؟؟ فقط ازش انتظار داريم ولي تالا هيچ کدوم از  انتظاراتشا برآورده نکرديم و فقط با نماز خوندنمون سعي داريم يه سايه بندازيم روي کارهايي که بايد انجام بديم&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اي خدا ما رو ببخش ماها فقط ادعا داريم&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 21 Feb 2012 22:46:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/73</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2592079</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/73/%da%a9%d8%ac%d8%a7+%da%af%d9%85%d8%aa+%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%8a%d9%85+%d8%ae%d8%af%d8%a7+%d8%ac%d9%88%d9%86%d8%9f%d8%9f%d8%9f/</guid>
</item>

<item>
<title>به درد چند دقيقه مي خوريد؟؟؟</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/72/%d8%a8%d9%87+%d8%af%d8%b1%d8%af+%da%86%d9%86%d8%af+%d8%af%d9%82%d9%8a%d9%82%d9%87+%d9%85%d9%8a+%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%8a%d8%af%d8%9f%d8%9f%d8%9f/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;سلام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;خوب  ديگه من خيلي دارم با خودم کار ميکنم که عوض بشم ولي حواسمم جمعه که يه  وقت عوضي نشم واسه همين بايد دقت کنم وگرنه به فکر اينکه دارم درست عوض مي  شوم اشتباه عوضي بشم و انقدر تو اين جهل فرو برم که ديگه نتونم خوب بشم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مي  خوام از نظر شخصيتي رو خودم کار کنم ، نبايدم مغروز و يا نا اميد بشم ، هر  آدمي فقط تا يه مدت زماني قابل تحمله و خودمون بايد متوجه بشيم که به درد  چند دقيقه مي خوريم ، يه موقعيه که همون يکي دو دقيقه ي اول انقدر چندش آور  ميشيم که طرف به زور تحملمون ميکنه پس بايد سعي کنيم زمان خودمون را بالا  ببريم چه در رفاقت و چه در ازدواج ، اگه درست نشيم کارمون تمومه، خيلي بايد  حواسمون جمع باشه که هر حرفي را کجا بزنيم و به قولي حافظمون که ميگه:&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;بر بساط نکته دانان خودفروشي شرط نيست&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;يا سخن دانسته گو اي مرد عاقل يا خموش&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;خلاصه  سعي کنين انعطاف پذير باشين و يکي ديگه اينکه واقعا آدم تا وقتي نمي تونه  پخته و سنجيده حرف بزنه نزنه بهتره چون بعد بايد هزار تا جفنگ بگه که حرفشو  ماست مالي کنه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;خوب بريم سر قضيه  خودمون ديدين بعضي از اين زن و شوهرا فردا که نه ولي پس فرداي عقد از هم  فرطي جدا ميشند؟؟؟ چون يکي شون اين وسط آدم يه عمر زندگي نبوده و آدم ثانيه  اي و يا دقيقه اي و يا ساعت و روز و هفته و ماه واينها بوده پس سعي کنيم  بشيم آدم قرني که حتي اگه صد سال هم يه جا بوديم کسي ازمون خسته نشه و بعد  تنها نشيم و دعا کنيم کسي را هم که قراره باهاش ازدواج کنيم همينطور باشه ،  خود خدا رحممون کنه که بعضي از اين دختر و پسر هها لياقت ثانيه ها را هم  ندارند&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اين شعر قبلي را هم يه کم دستکاريش کردم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;باران ببار که امشب کسي نبينه اشکهام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;کسي نفهمه امروز چقدر غريبو&amp;nbsp; تنهام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;توي گلوم پر شده از بغض و حسرت و آه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;نمي تونم بگم من امروز تموم حرفهام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;تو جمع اين آدماي بي مرام&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;نمي تونم بايستم چقدر ضعيفه پاهام&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 14 Feb 2012 10:26:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/72</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2582925</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/72/%d8%a8%d9%87+%d8%af%d8%b1%d8%af+%da%86%d9%86%d8%af+%d8%af%d9%82%d9%8a%d9%82%d9%87+%d9%85%d9%8a+%d8%ae%d9%88%d8%b1%d9%8a%d8%af%d8%9f%d8%9f%d8%9f/</guid>
</item>

<item>
<title>يعني اسممو چي ميذارند؟</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/71/%d9%8a%d8%b9%d9%86%d9%8a+%d8%a7%d8%b3%d9%85%d9%85%d9%88+%da%86%d9%8a+%d9%85%d9%8a%d8%b0%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d8%9f/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;سلام به همه دوستان ، اين روزها به اين  نتيجه رسيدم که به زندگي نبايد محل گذاشت چون هر چي بيشتر بهش محل بذاريم  اونم بيشتر ناز ميکنه ، اصلا مث بچه ها ميمونه يعني وقتي از يه بچه مي  خواييم که بياد تو بغلمون لا مذهب انگار چشم برزخي داره و ما را شبيه  دايناسور ميبينه و آنچنان گريه اي ميکنه که نگو ، ولي همين بچه را وقتي بهش  بي محلي ميکني مياد پيشت و با يه جمله ي خاص که من هيچ وقت معنيشو نفهميدم  (شايدم فحش مخصوص اونهاست) ميگه اددددددددددد و مياد دست ميکنه تو چشممون و  هي ور ميره تا بغلش کنيم و دو تا ماچش هم بکنيم ، دقيقا زندگي هم همينه هر  وقت هر چي ميخوايين نيست ولي وقتي ديگه اون چيز را نمي خواييم هي فرط و  فرط از بالا و پايين ميباره ، يه مثال مسخره هم بزنم ، که وقتي تو خيابون  منتظر تاکسي يا اتوبوس هستيم عمرا اگه بياد ولي وقتي دلسرد ميشين و يا اصلا  اون روز قصد پياده روي داريند هزار تا تاکسي و صد تا اتوبوس هي ميان تازه  بوق هم ميزنند ، ولي ماکه سوار نمي شيم چون حالشون گرفته بشه همين موقع يکي  از دوستانمون که ده ساله نديديمش سر ميرسه و هر چي ميگي مي خوام پياده روي  کنم ميگه مزه نريز و بيا بالا ، خوب من موندم اين زندگي چرا ما رو مسخره  کرده؟؟؟؟ ميايين حالشو بگيريم؟؟؟&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;من که  ديگه کلا بيخيال شدم تموم آرزوهامو کلا فراموش کردم يعني انقدر حالم بد  ميشه وقتي مي بينم بعضي افراد برا هزار تومن جون ميدند با اينکه پولدار هم  هستند تازه يه متني خوندم از اسکندر مقدوني که گفته بود دستشو از تابوت  بيرون بذارند که همه بدونند کسي چيزي با خودش نمي تونه ببره ، برا همين منم  تصميم گرفتم برم دنبال چيزهايي که بتونم با خودم ببرم ، يه وقت فکر نکنين  مومن شدم و رفتم که فقط به عبادت بپردازمو؟؟؟ نه اصلا اينطوري نيست مي خوام  رفتارمو درست کنم که ديگه دل کسيو نشکونم حتي يه حيوون را هم اذيت نکنم&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;ايشالله همه بتونيم همونطوري که درکمون ميرسه به کسب کردن چيزهايي که مي تونيم با خودمون ببريم بپردازيم&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;يعني  يه نام نيک برا خودمون به جا بذاريم ، خيلي دوست دارم وقتي مردم اسممو  بذارند درشت علي خواجوي؟؟؟ نه داودرس؟؟؟ نه داود دروغگو؟؟؟ اي واي اينکه بد  بود؟؟؟ نمي دونم اصلا اسم هم نذاشتند نذاشتند فقط فحش ندند&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;اينم يه دومصرعي يا به عبارتي تک بيتي از داداداود پوشيده&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;باران ببار تا اشکام پيدا نباشه امروز&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;قلبم شکسته اکنون آهم شده چه پر سوز&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 12 Feb 2012 10:19:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/71</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2580588</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/71/%d9%8a%d8%b9%d9%86%d9%8a+%d8%a7%d8%b3%d9%85%d9%85%d9%88+%da%86%d9%8a+%d9%85%d9%8a%d8%b0%d8%a7%d8%b1%d9%86%d8%af%d8%9f/</guid>
</item>

<item>
<title>منکه گيج شدم</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/70/%d9%85%d9%86%da%a9%d9%87+%da%af%d9%8a%d8%ac+%d8%b4%d8%af%d9%85/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;با سلام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;يادمه بچه بودم ؟؟؟؟ لابد ميگين عجب حافظه ي خوبي داري؟؟؟ آره خوب مي دونين مال کي هستش اين قضيه ؟؟؟ يه وجب قبل از ماد ها و پادها زمان دايي ناصر ها &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;ميگفتند مهمون حبيب خداست ولي نمي دونم چرا هميشه خونه ي ما بود؟؟؟ خلاصه اين حبيب خدا خيلي راضي بود ، يعني ناگفته نماند خود ما هم گاها حبيب خدا ميشديم چرا آدم دشمن خدا بشه؟؟؟ آخه دروغگو دشمن خداست ديگه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;خلاصه رفت و رفت وهي ما ديديم حبيب خدا داره کمتر ديديه ميشه ، يعني اگه قبلا هفته هشت شب حبيب خدا رو مي ديديم اون موقع هفته يه شب مي ديديم ، به طوري که کم کم حبيب خدا يه گونه ي نادري از حبايب شد (حبايب در لغت نامه ي داود جمع حبيب است ) ، آره خلاصه بعد ما ديديم که چقدر مردم با شيطون انس گرفتند و انس دادند و اصلا چه پذيرايي مي کنند از شيطون و من در فکر فرو رفتم و از آنجايي که به گچ رسيدم گيج شدم که آيا اين شيطون که مهمون خونه هاون شده همون حبيب خداست و يا خدا چون انسان به شيطان سجده کرده ديده همون شيطون را&amp;nbsp; ببخشه ؟؟؟ خلاصه منکه نمي دونم ناگفته نماند همين الان که دارم اين متنو مي نويسم اين حبيب خدا داره منو گول ميزنه و ميگه چارتا جفنگم بنويس ولي من گولشا نخوردم که ....&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;عه راستي اين حبيب کيه چرا مهمون داود خدا نيست؟؟؟ حبيب خداست ؟؟؟ يعني مهمون چه مرد باشه چه زن باشه مرده؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اصلا ولش ده اين روزها شخصيت بعضي افراد بوي هويج گرفته يعني خودشون رو دوش صد ها نفر وايسادند و اعتراض مي کنند به اون دو سه تا پايي که رو شونه شونه اگه به جاي نگاه به بالا يه نيم نگاه هم به پايين مي کرديم ميديدم چقدر داريم ظلم ميکنيم &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اصلا بيخيال فيلا&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 06 Feb 2012 20:16:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/70</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2574602</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/70/%d9%85%d9%86%da%a9%d9%87+%da%af%d9%8a%d8%ac+%d8%b4%d8%af%d9%85/</guid>
</item>

<item>
<title>يه جفنگ ديگه</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/69/%d9%8a%d9%87+%d8%ac%d9%81%d9%86%da%af+%d8%af%d9%8a%da%af%d9%87/</link>
<description>&lt;pre style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: book antiqua,palatino;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;دادا داود:&lt;br /&gt; نمي دانم چرا قلبم شکسته&lt;br /&gt; همه درهاي دنيا گشته بسته&lt;br /&gt; نمي دانم چرا روحم کسل شد&lt;br /&gt; از اين بدبختيا او هم خجل شد&lt;br /&gt; نمي دانم چرا چشمم پر از اشک&lt;br /&gt; شده کارم تودنيا حسرت و رشک&lt;br /&gt; نمي دانم چرا حرفم شده آه&lt;br /&gt; نمي آيددر آسمانم چرا ماه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/pre&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: medium;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Jan 2012 18:41:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/69</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2559166</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/69/%d9%8a%d9%87+%d8%ac%d9%81%d9%86%da%af+%d8%af%d9%8a%da%af%d9%87/</guid>
</item>

<item>
<title>وايسا دنيا منم مي خوام پياده شم</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/68/%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%b3%d8%a7+%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7+%d9%85%d9%86%d9%85+%d9%85%d9%8a+%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85+%d9%be%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%87+%d8%b4%d9%85/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;سلام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;بعد از دکتر علي شريعتي و رضا صادقي که از دنيا پياده شدند  منم مي خوام پياده شم ، اما دليل من مث اونها نيست ؟؟؟؟؟؟ هان دليلمو  بگم؟؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;خوب اين روزها به اين نتيجه رسيدم که وقتي به دنيا مياييم  ميشيم همه چيز کسايي که به دنيا آوردنمون اونها خيلي خوشحالند از اينکه خدا  بهشون فرزندي اعطا کرده اما اين لذت براي اونهاست ولي رسيدن به اين لذت  بهاي خيلي سنگيني داره ، نمي دونم تونستم خوب منظورمو برسونم يا نه؟؟؟  نه؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;خوب ببينين ما الان همه کس والدينمونيم و همچنين اونها همه کس و  همه چيز ماند و ميرسه يه روزي که ماها هم بچه دار ميشيم و صاحب کسي ميشيم  که همه کس ماست و شايدم ما هم همه کس اون ، اما هر چي به اون روز نزديکتر  ميشيم شاهد پژمرده شدن کساني ميشيم که عزيزترين کسامونند واين يعني خيلي  بددرسته که ميگند خدا هيچوقت زمين را بدون گل نمذاره و بعد از پژمرده شدن  هر گلي يه گل ديگه رشد ميکنه ولي من به اين گلهايي که الان دارم خيلي  وابسته م ، اگه يه روز خدايي ناکرده پژمرده بشند من کارم تمومه پس دوست  دارم همين الان پياده شم که نباشم و نبينم پژمرده شدن گلهامو ............ ،  خداجون به بزرگيت قسمت ميدم ، حالا که نتوستم عصاي دستشون بشم ، حالا که  نمي تونم مانع پير شدن دستايي بشم که هميشه فکر مي کردم و مي کنم قوي ترين  دستهاي دنيان پس کاري کن من قبل از پژمرده شدن گلهام برم ، قول ميدم جبران  کنم .&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;يادش بخير وقتي بچه بودم آدمها غم داشتند ولي خيلي کم بود اما  امروز اين غمه که همه آدمها را داره ديگه پسر و دختر هيچ کدومشون نمي تونند  عصا بشند ، تازه بعضيهاشونم چماق مي شند تو سرشون ، پس دنيا وايسا خودت  خجالت بکش از اين رسم بي معرفيت و بذار پياده شم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;فعلا&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Jan 2012 21:24:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/68</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2551650</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/68/%d9%88%d8%a7%d9%8a%d8%b3%d8%a7+%d8%af%d9%86%d9%8a%d8%a7+%d9%85%d9%86%d9%85+%d9%85%d9%8a+%d8%ae%d9%88%d8%a7%d9%85+%d9%be%d9%8a%d8%a7%d8%af%d9%87+%d8%b4%d9%85/</guid>
</item>

<item>
<title>دوست خوب من</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/67/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa+%d8%ae%d9%88%d8%a8+%d9%85%d9%86/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;سلام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اول  از همه بگم که خدا را شکر حالم خيلي بهتره يعني يه سري چيزها رو قبول کردم  و با يه سري چيز ها کنار اومدم و فهميدم چه بخوام و چه نخوام بايد بخوام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اين  روزها اکثر رفاقت ها بودار شده البته اينم بگم که همه شون نه و بعضي از  رفقا خيلي با مرامند ، اما بايد دقت کنيم که بتونيم رفيقمون را زود بشناسيم  وگرنه کارمون خلاصه&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;امروز وقتي  با يه نفر رفيق ميشيم تو نگاه اول ميگيم ايول چه موجود خوبيه اين همون کسيه  که ميشه بهش تکيه کرد و حتي راحت ميذاري سرشو بذاره روي شونه هات و تو هم  سرت را ميذاري رو شونه هاش و حتي با اعتماد چشماتو ميبندي انقدر مطمئيني که  اصلا به هيچي فکر نمي کني ، بعد از يه مدت تازه به خودت ميايي ميبيني رو  هر دوتا شونه ت سنگيني ميکنه با اينکه اون رفيق فقط سرش را گداشته بوده؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;تو هم که همچنان سرت روي شونه رفيقته ، بيدار ميشي ببيني چه خبره؟؟؟؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مي  بيني که به به رفيق محترم آجر گذاشته زير سرت و خودش با دوتا پا رفته  وايساده رو شونه هات و داره همينجور بالاتر ميره و تا ميايي حرف بزني ميگه ،  هييسسسسس بي معرفت نباش حواسمو پرت نکن بذار به اوج برسم زيرمو خالي نکن  من و تو با هم يکي هستيم عزيزم بذار من برم بالا و بعد دست تو را هم مي  گيرم تو اما با اينکه مي توني زيرشو خالي کني تا با مخ بياد پايين دلت  ميسوزه و ميگي باشه برو بالا عزيزم و اون ميره بالا و تو دستتو دراز ميکني  که تو را هم بالا بکشه ولي اون نامرد يه سنگ بزرگ ميندازه رو سرت و تا  مطمئين نشه که جونت در اومده ول کن نيست .&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اي  بابا اصلا بيخيال ما هم آدمهاي قديم نيستيم که از رفقاي قديم بخواهيم پس  چاره اي نيست بايد تحمل کرد ، البته اينم بگم که خدا رو شکر رفيق خوب هم  خيلي دارم ، قربون بعضي از رفقاي خوب که وقتي سر روي شونه هاشون ميذاريم  احساس امنيت مي کنيم&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;فعلا&lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 13 Jan 2012 17:07:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/67</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2548377</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/67/%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa+%d8%ae%d9%88%d8%a8+%d9%85%d9%86/</guid>
</item>

<item>
<title>کاشکي امتحان تموم ميشد</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/66/%da%a9%d8%a7%d8%b4%da%a9%d9%8a+%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86+%d8%aa%d9%85%d9%88%d9%85+%d9%85%d9%8a%d8%b4%d8%af/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;سلام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اين روزها مث همه ي روزهاي ديگه دلم گرفته ، جالبه که هر جا هم ميرم که دلم باز بشه ميبينم که اونها هم دلشون گرفته و تازه خودمم بدتر ميشم &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;ميگم الان يادم نيست چند ساله سر جلسه هستم و هي دارم کنکور ميدم فقط اينو مي دونم که اين کنکوره خخيلي زجر آوره يعني مراقب نداره هر کي خواست تقلب ميکنه تا روزي هم که مياد اين کنکور تموم بشه همه ي کساني که تقلب ميکنند بهتر امتحان ميدند و راحت ترند البته من از يکي از مسئولين برگذاري پرسيدم که چطور اينها که متقلبند انقدر تو جلسه امتحان راحتند و همه بهشون احترام ميذارند و ما که حواسمون به برگه خودمون بوده مدام سوالاي سخت تري تو برگه مون هست؟؟؟ که اون مسئوله گفت که مدير گفته به اون تقلب کارها کاري نداشته باشين تا هر کاري خواستند بکنند من از اونها خوشم نمياد بعدا حالشون را ميگيرم ، البته تعدادي هم هستند که ظاهرا بهشون نمياد متقلب باشند ولي اونها هم خيلي راحتند و خوب مي نويسند ، اتفاقا در باره اونها هم پرسيدم که مسئوله گفت مدير گفته اينها دانش آموزان مخصوص مند خودم بهشون جواب ها را ميدم که در نمونند ، پس به اين نتيجه مي رسيم تا قبل از اينکه برگه ها رو بگيرنند هر دو گروه دارند کيف مي کنند و گروه انسانهايي مثل من هم بايد کشکشون را بسايند شايدم مشغول خوردن اون بيسکوييت يا کيکي که هر سال هم کوچک تر ميشه باشيم نمي دونم چرا تو امتحان براي کساني که به اميد پاس کردن نشستند مزايايي نيست ؟؟؟؟ حالا که نمي شه زودتر برگه هامونا بديم و اگه برگه مون را بذاريم و فرار کنيم هم جرمه و تا آخرش بايد تاوان پس بديم ايکاش زودتر برگه ها رو ميگرفتند تا يه وقت خدايي ناکرده ديدن لذت امتحان دادن متقلبين مارو وسوسه نکنه که ما هم به اميد اون کيفي که متقلبين ميکنند تقلب کنيم و تا عمر داريم انگشت نما بشيم ، از همه چيز بيشتر اين عذابم ميده که همه از کلمه ي موفق باشيد آخر برگه هم خوشحالند و فکر ميکنند با خودشونه و بقيه صد در صد قبول نمي شند و مهم براشون جواب دادنه &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;آقا اصلا بيخيال &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;strong&gt;فعلا&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Fri, 06 Jan 2012 21:45:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/66</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2540102</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/66/%da%a9%d8%a7%d8%b4%da%a9%d9%8a+%d8%a7%d9%85%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d9%86+%d8%aa%d9%85%d9%88%d9%85+%d9%85%d9%8a%d8%b4%d8%af/</guid>
</item>

<item>
<title>حي علي شر العمل</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/65/%d8%ad%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%8a+%d8%b4%d8%b1+%d8%a7%d9%84%d8%b9%d9%85%d9%84/</link>
<description>&lt;p&gt;با سلام&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;خوب مث اينکه اين دل من خيلي گرفته که هر قدري هم بنويسم درست بشو نيست&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;مي گند اگه از کسي ناراحتي ببخشش و به خدا واگذارش کن اينطوري با بخشش اون لااقل خودمون ديگه عذاب نمي کشيم و منتظر مي مونيم تا اون يارو يه روزي به عذاب بيفته ، به طرف ميگيم چرا اينطوري هستي؟؟؟&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;ميگه ما ادعا نمي کنيم ولي هستند از ما بدتر که با اطرافيانشون و يا کارمنداشون بدتر هم انجام ميدند ، بعد ياد حي علي خير العمل افتادم که اينروزها شده حي علي شرالعمل که بدجور هم داره اينروزها بهش عمل ميشه&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;کاشکي ميشد چشم بصيرت داشتم؟؟؟؟ اما نه ميترسم حتي با ديدن خود واقعي مم گريه م بگيره ، بذار تو جهل خودم بمونم&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;پس چه ميشه کرد کاشکي برسه روزي که کسي براي کسي فيلم بازي نکنه ، به قولي يارو گفتني يا آنچنان نمايي که هستي و يا آنچنان باش که مي نمايي&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;کاشکي همه مون مي فهميديم اين زندگي که انقده داريم دست و پا ميزنيم که توش برا خودمون قصر بسازيم توش چه بدويم و چه سينه خيز بريم تهش ميرسيم به دره و ميميريم پس اگه بدويم زودتر ميرسيم ، کاشکي ميشد همه دست به دست هم بديم و آروم آروم بريم جلو اينطوري شايد ميشد واسه دره هم يه برنامه اي پياده کرد؟؟؟؟&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;اي بابا خدا جون ؟؟؟ از من ناراحت نشو ديگه ، اينهمه تو منو امتحان کردي منم جسارتا خواستم يه بار امتحانت کنم ، البته تو که هميشه سربلندي و اين منم که ذغالم&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p&gt;يا حق&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Dec 2011 19:56:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/65</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2534000</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/65/%d8%ad%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%8a+%d8%b4%d8%b1+%d8%a7%d9%84%d8%b9%d9%85%d9%84/</guid>
</item>

<item>
<title>جهنم جان کجايي؟؟؟</title>
<link>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/64/%d8%ac%d9%87%d9%86%d9%85+%d8%ac%d8%a7%d9%86+%da%a9%d8%ac%d8%a7%d9%8a%d9%8a%d8%9f%d8%9f%d8%9f/</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;هي لوله گاز؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اي بابا سلام&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;ميگم  قبلا خونده بودم که اگه يه نفر امروزش مث ديروزش باشه ميره جهندم ؛ بعد  هميشه ميگفتم خوب بيچاره ها ميرند جهندم ، بعد الان که بيست و شش ساله که  عمر کردم ميبينم الان من چهل ساله روز و شب و همه چيم شبيه همه ، البته نه  اينکه چهل سالمه ها؟؟؟ نخير يه پنج سال از قبل و يه پين شيش سالم مطمئينا  تا ميام از اين چاله در بيام و بيفتم تو يه چاه جديد اون وقت يه چهل سالم  اونجا همينطوري دست و پا بزنم و بعدشم شايد ديگه اگه خدا بخواد بريم پي  کارمون تو جهندم ؛ راسي کسي ميدونه اونجا هم کارفرما حق کارگرشو ميخوره؟؟؟  اونجا هم کارفرما حق داره مث ارباب به نيروش نگاه کنه ؟؟؟ اونجا هم رفيقها  نامردند؟؟؟ اونجا هم دل ميشکونند؟؟؟ اونجا هم تهمت زدن آسونه ؟؟؟ غيبت چي  ميشه انجام داد؟؟؟ دزدي چطور؟؟؟؟&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;br&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;اگه  نميشه که خوب پس يعني جهنم چه شکلي اگه از ايني که الان من توش هستم بدتره  که خيلي بد ميشه و اگه اينطوري نيست که من داوطلبانه ميرم جهندم ، خدا جون  فکر نکنم جهنمي که ما آدمها ساختيم دست کمي از جهنم تو داشته باشه ، خيلي  بزرگي خدا جون چه موجودي ساختي ، طرف ادعاش ميشه که مومنه و جاش تو بهشته  اون وقت حق نيروش را مي خوره مث ماست و بعدم ميگه ما يه سفره اي پهن کرديم  تا چند نفر ازش غذا بخورند و يه ثوابي به ما برسه ، به قول يارو گفتني اگه  شما تصميم داشته باشين يه خر را به راه بيارين شايد بتونين يه روزي اين  کارو بکنين ولي کسي که خودش را زده به خري عمرا بتونين توش تغيير انجام  بدين ، البته ميگن کسي که خوابه را ميشه بيدارش کرد ولي کسي را که خودش را  به خواب زده را نمي شه بيدارش کرد ، جهنم جان کجايي ؟؟؟ بيا خودت را نگاه  کن بببين خوشت مياد ؟؟؟ &lt;br /&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Mon, 19 Dec 2011 15:25:00 GMT</pubDate>
<comments>http://davidkhatar.parsiblog.com/Comments/64</comments>
<wfw:commentRss>http://Www.parsiblog.com/RSS.aspx?NID=2520752</wfw:commentRss>
 <dc:creator>يار جكيگوري</dc:creator>
<guid>http://davidkhatar.ParsiBlog.com/Posts/64/%d8%ac%d9%87%d9%86%d9%85+%d8%ac%d8%a7%d9%86+%da%a9%d8%ac%d8%a7%d9%8a%d9%8a%d8%9f%d8%9f%d8%9f/</guid>
</item>

</channel>
</rss>  


